تهیه ی طرح های پژوهشی

با سلام

 

دانشجویان و محققان گرامی؛

جهت انجام امور علمی-پژوهشی

تهیه رساله، پایان نامه، پروژه و انواع مقالات

به لینک های علمی و پژوهشی مراجعه نمائید.

درصورت بروز سوال از طریق آی دی تلگرام ذیل اطلاع دهید:

Alireza_Dadashi@

موفق و سربلند باشید

چگونه مقاله نویسی را شروع کنیم؟

چگونه مقاله نویسی را شروع کنیم؟

اگر شما دانشجو یا علاقمند به پژوهش هستید حتماً می‌دانید که این روزها تنها راه طی کردن مسیر تحصیلات تکمیلی تسلط به مقاله نویسی است. ما با استفاده از تجربیات تمام اساتید و پژوهشگرانی که رزومه پژوهشی آن‌ها بی‌نظیر است و مقالات بیشماری در مجلات معتبر ISI دارند این مطالب را برای شما آماده کرده‌ایم.

چطور مقاله نویس خوبی شویم؟

۱- تا می‌توانید مقاله بخوانید: یک جمله قدیمی هست که می‌گوید اگر می‌خواهید موفق باشید فقط کافی است کارهایی که افراد موفق انجام داده‌اند را تکرار کنید. برای اینکه مقاله نویسی را شروع کنید باید ابتدا مقالات بسیاری را در حیطه خودتان بخوانید. برای شروع به سایت sid.ir بروید و با جستجوی یک موضوع آسان در رشته خود چند مقاله کامل را دانلود کرده و بخوانید.

چگونه مقاله نویسی را شروع کنیم؟

۲- یک پژوهش را عیناً تکرار کنید: شما می‌توانید یک مقاله را انتخاب و عیناً آن را انجام دهید. این کار در دنیای علم بسیار مرسوم است چرا که هر پژوهشی باید بارها تکرار شود تا بتوان در مورد آن با قطعیت نظر داد. شما می‌توانید ابزارها و پرسشنامه‌های آن پژوهش را دوباره اجرا کرده و مطابق با آن مقاله، خودتان شروع به نوشتن مقاله کنید.

۳- از همایش‌ها شروع کنید: همایش‌ها را می‌توان یک کلاس آموزش مقاله نویسی دانست. برخلاف نظر برخی افراد، همایش‌ها به درد نخور نیستند. حداقل فایده آن‌ها این است که بسیاری از دانشجویان مقاله نویسی را از ارسال مقاله برای همایش شروع می‌کنند. یکی را انتخاب کنید و یک مقاله هر چند ضعیف را برای آن ارسال نمایید. حداکثر چیزی که از دست خواهید داد این است که مقاله شما رد خواهد شد. همچنین می‌توانید در چند همایش بدون ارائه مقاله شرکت کنید.

۴- هرچه زودتر یک مقاله بد بنویسید!: منظور ما این است که نوشتن یک مقاله هر چند که ضعیف و بسیار ابتدایی باشد، از ننوشتن آن بهتر است. حتی می‌توانید همین امروز یک مقاله بنویسید.

۵- از دانشجویان دیگر و اساتید کمک بخواهید: یک مقاله را با قلم خود بنویسید. از یک دانشجو یا همکلاسی که قبلاً مقاله نوشته است بخواهید مقاله شما را بخواند و اشکالات آن را به صورت کامنت برای شما بنویسد. این کامنت‌ها بهترین و بهترین ابزار برای یادگیری مقاله نویسی هستند و شما با استفاده از این روش یک مقاله نویس عالی خواهید شد.

از افراد دیگر بخواهید تا مقاله شما رو بخوانند و نظر و ایرادات خود را بیان نمایند.

۶- یک چارچوب مقاله تهیه کنید: اکثر مقالات ساختار استانداردی دارند. فقط کافی است ساختار یک مقاله را پیدا کنید و مطالب تان را در آن بنویسید. ساختار مقاله علمی را می‌توانید با شرکت در کارگاه برگزاری توسط وبسایت مقاله نویسی یاد بگیرید.

۷- فعلا جزئیات را کنار بگذارید: یک مقاله علمی جزئیات بسیار زیادی دارد. لازم نیست اولین مقاله شما کامل‌ترین مقاله باشد. اینکه اسامی جداول یا نمودارها چگونه باشد، یک ابزار را چگونه گزارش کنید، در مقدمه به چه پژوهش‌هایی اشاره کنید و مواردی از این دست برای شروع نگارش یک مقاله لازم نیست. کم کم و با نوشتن هر مقاله قدرت قلم شما بهتر خواهد شد.

۸- زیاد کمال طلب نباشید: قرار نیست همه کارهای یک مقاله را به تنهایی انجام دهید. لازم نیست حتماً تمام نرم افزارهای آماری را بلد باشید تا یک مقاله بنویسید. اگر قرار بود یک نفر به تنهایی مقاله بنویسید پس چرا اکثر مقالات چندین اسم دارند؟ حتی بسیاری از پژوهشگران بسیار مطرح هم نرم افزارهای آماری را بلد نیستند. بنابراین سعی کنید از دوستان‌تان کمک بخواهید و اولین مقاله را به صورت تیمی بنویسید.

۹- شرکت در  کارگاه مقاله نویسی : 

اگر مقاله نویسی اصلا بلد نیستید در دو ساعت اول کارگاه مقاله نویسی اصول اولیه تحقیق و روش تحقیق کاربردی و پیدا کردن موضوع و ابزارهای لازم برای شروع مقاله نویسی در کارگاه صحبت میشود و زیاد نگران نباشید .

اگر با اصول تحقیق آشنایی دارید ولی با نگارش صحیح و استاندارد مقاله و روش های پذیرش گرفتن آشنایی ندارید در ادامه بحث بالاست که همه دوستان شرکت کنندگان این فنون کاربردی رو یاد خواهند گرفت.

اگر پایان نامه تون رو به اتمام رساندید برای تکمیل دانش مقاله نویسی خود حتما در کارگاه شرکت کنید. مطمئنا مطالبی کاربردی وجود دارد که شما از آنها آگاهی کافی ندارید.

نکته پایانی در آموزش مقاله نویسی

خوب، اگر شما به این نکات عمل کنید ما قول می‌دهیم که در طول هفته های اولیه نوشتن مقاله رو شروع کنید توصیه پایانی ما این است که هر چه زودتر دست به کار شوید و اولین مقاله خود را بنویسید. فراموش نکنید که این کار خیلی هم آسان نیست اما سخت هم نیست. اگر شما دانشگاه قبول شده‌اید پس هوش، استعداد، توانایی و دانش نوشتن یک مقاله را دارید.

منبع: www.isi20.ir

یازده نکته اخلاقی در مقاله نویسی

یازده نکته اخلاقی در مقاله نویسی

مقاله نویسی مثل هر فعالیت دیگری ممکن است که از چارچوب اخلاق خارج شود! جالب این است که این مساله در فضای مقاله نویسی خیلی راحت اتفاق می ­افتد و متاسفانه بسیار شایع است. پژوهش های مختلف نشان داده است که یکی از مهم ترین دلایل این مساله این است که با اصول اخلاقی مقاله نویسی آشنا نیستیم؛ یعنی اصلا نمی­ دانیم که یک سری کارها که در مقاله نویسی انجام می­ دهیم غیراخلاقی هستند. در این راستا تلاش می کنیم مهم­ ترین موارد غیراخلاقی در مقاله­ نویسی را بیان کنیم.

۱- نويسنده بايد به آنچه می نويسد اعتقاد کامل داشته باشد و مطلب را با صميميت و صداقت بنويسد تا بر دل بنشيند؛

۲- نويسنده بايد در همه حال عفت کلام را حفظ کند و از داير­ه­ ی اصول و موازين اخلاقی خارج نشود. از غرض ورزی و نسبت ناروا دادن به ديگران پرهيز کند و همواره انصاف و مروت را مدنظر داشته باشد؛

۳- از تملق و چاپلوسی بپرهيزد زيرا با اين کار نوشته را بی ارزش و خود را حقير می سازد. همچنين در طول مقاله نبايد از نويسنده­ ای خاص تعريف و تمجيد کرد يا او را تقبيح نمود؛ بلکه بايد با نگاه علمی تنها مطلب او را مورد خطاب قرار داد؛

۴- اصول اخلاق دیگر در پژوهش و مقاله نویسی حفظ حریم شخصی دیگران است؛

۵- داده سازی صورت نگیرد؛

۶- مجبور کردن دانشجو به افزودن نام استاد در مقاله ای که استاد نقشی در آن نداشته است!

۷- ارسال مقاله به چندین مجله به صورت همزمان؛

۸- زدن نام دوستان در مقالات؛

۹- سرقت ادبی علمی مقالات دیگران بدون ذکر منابع مطالب مورد استفاده؛

۱۰- ذکر منبع­ های مقاله­ ای بدون داشتن آن منابع؛

۱۱- چاپ مقالات دیگران به نام خود بدون هیچ زحمتی و ... .

منبع: www.isi20.ir

اصطلاحات مجلات علمی

در قسمت رفرنس های مقالات و پایان نامه ها معمولا اینچنین فرمتی را می بینیم:


Management Science  ۱۸ (۶)۶۸۹-۶۹۶.DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/j.1744-7917.2011.01411.x

Volume

عدد ۱۸ که با رنگ قرمز نشان داده شده است نشان دهنده ی ولیوم یا دوره یا جلد است. در بیشتر مجلات هر ساله فقط یک جلد چاپ می کنند ولی برخی مجلات چندین جلد در یک سال چاپ می کنند که چندان مرسوم نیست و در مورد مجلات کمی دیده می شود.

Issue

عدد ۶ آبی رنگ نشان دهنده ایشو یا شماره مجله است. معمولا مجلات در هر سال چندین شماره را چاپ می کنند که بسته به مجله این شماره ها از ۲ تا حتی در برخی مجلات ۳۴ ایشو است. البته تعداد مرسوم ایشو در مجلات ۴ ایشو یا ۶ ایشو است که به ترتیب فصلنامه یا دوماه نامه نامیده می شوند.

ISSN

ISSN مخفف عبارت International Standard Serial Number است. معمولا مجلات و کتبی که دارای انتشار متوالی هستند از ISSN استفاده می کنند. ISSN هر مجله مختص آن مجله است. برخی مجلات دارای دو ISSN هستند که یک ISSN مربوط به نسخه الکترونیکی آن و ISSN دیگر مربوط به نسخه هارد کپی آن است که البته نسخه هارد کپی معتبرتر است و در منابع علمی اگر بنا باشد که یک ISSN ذکر شود، ISSN هارد کپی ذکر می شود. لازم به ذکر است که ISSN شامل هشت حرف است که بین آن ها یک “-” هم قرار می گیرد. مثلا ISSN الکترونیکی مجله Insct Science عدد ۷۹۱۷-۱۷۴۴ می باشد که با این عدد شناخته می شود. البته در برخی موارد عدد آخر که Check digit نامیده می شود می تواند عدد نباشد و به جای آن حرف x قرار بگیرد.

DOI

DOI مخفف عبارت digital object identifier است که این عدد نشان دهنده یک سند دیجیتالی است که به صورت آنلاین در اینترنت قرار گرفته است. معمولا مجلات معتبر قبل از چاپ رسمی مقاله در قالب جلد و شماره، مقاله را به صورت آنلاین بدون شماره جلد و شماره صفحه قرار می دهند. این کار برای دسترسی سریع تر سایر افراد به مقاله هایی است که هنوز موقع چاپ آن ها نرسیده است. معمولا در این شرایط شماره DOI به مقاله داده می شود که می توان موقع رفرنس دادن به مقاله آنلاین آن را ذکر کرد. توجه کنید که این عدد مختص به یک مقاله خاص و غیر قابل تکرار است.

منبع: www.isi20.ir

برخی معیارهای داوری

داورها و ارزياب‌ها چه معيارهايی را در رد يا قبول مقاله دخالت می دهند:

1. اولویت مساله: كه مسأله مقاله دارای اولويت يا اهميت است يا نه؟ اين اهميت از چند جهت است: 

الف- به روز بودن و مبتلا به بودن؛

ب- جهت‌گيري تاريخي يا تطبيقي داشتن؛

ج- پاسخگوی خلأهای معرفتی بودن؛

د- پاسخگوی نيازهای اجتماعی و جهانی.

2. استاندارد بودن عنوان

3. حساسيت داورها به رخنه‌ها و خطاهای منطقی: مهم نيست چه حرفي می زنيد. مهم اين است كه دليل، صلاحيت‌ دار و كافی باشد.

4. عدم تعصب نويسنده

5. متناسب بودن روش با مسأله: هر مسأله‌ ای روش خاص خود را می طلبد. اگر مسأله تاريخی است، بايد به روش خاص تحليلگر تاريخی، مسأله طرح و حل گردد.

6. غنا و عمق تحليل: تحليل بايستی غنی و ژرف باشد و نيز حضور نويسنده و تحليلگر به چشم بيايد. به عبارت ديگر، سرتاسر مقاله "قال" و "يقول" نباشد بلكه به نحو چشمگير "اقول" هم داشته باشد.

7. ناروا نبودن تعميم ها: تعميم ناروا از مصاديق خطای منطقی است. نمی توان با ذكر يكی دو مورد، مطلب را به همه موارد تعميم داد.

8. به كار نبردن اصطلاحات غيرفنی: بايد فرق بين اصطلاحات دقيقاً روشن باشد. مثلاً در يك مقاله فقهی فرق "عام و مطلق" دقيقاً برای نويسنده مشخص باشد.

9. زبان خطابی نداشتن: زبان مقاله بايد دقيق و مطابق با همان رشته علمی باشد.

10. عدم كلی گويی: ادعاهای گزاف با عباراتی چون: "گفته شده"، "مي‌گويند" اشتباه است. بايستی گوينده سخن معين و مشخص باشد.

11. عدم فقر منابع: مصاديق فقر منابع عبارتست از:

الف- فقدان منابع؛

ب- استفاده از منابع دست چندم؛

ج- فقدان منابع به روز؛

د- استفاده از منابع غيرمعتبر؛

ه‍- سوء استفاده از منابع به عبارت ديگر لشكركشی منابع نباشد. يعنی هدف نبايد تكثير بدون جهت منابع باشد.

تذكر: در مورد مراجعه به اينترنت، در مقام نقد، به هر سايتی مي‌توانيد ارجاع دهيد و نيز به برخی سايت های آكادميك(مراكز پژوهشی و آماری و... ) مي‌توان ارجاع داد. اما در رشته های علوم پایه و فنی مهندسی و بسیاری از رشته های علوم انسانی ارجاع به وبسایت در کل جایز نیست.

12. عدم جهت گيريی های تجويزی توأم با ارزش داوری: لحن مقاله نبايد براساس "بايد و نبايد" باشد بلكه بايد بر اساس "هست و نيست" باشد. مثلاً بايد بگوييم انبياء معصوم هستند و دلايلش ذكر گردد نه اينكه انبياء بايد معصوم باشند.

منبع: سفری به دنیای(از سایت www.isi20.ir)

ده دستور برای نگارش علمی و جذاب

ده دستور برای نگارش علمی و جذاب

1- بهتر است قبل از شروع به نوشتن، در مورد پيام موضوع تأمل شود. حتی بهتر است پيش از نوشتن عنوان مقاله، راجع به نتايج مقاله نيز انديشيده شود. در حقیقت در يك نوشتار بايد حداقل به يك پرسش اصلی پاسخ داد.

2- بهترين و مطمئن ترين كار برای جلب توجه خواننده ها بيان مطالب به صورت صريح، قطعی و مشخص است.

3- خوانندگان انتظار دارند هر نوع اطلاعات خاص موجود در يك مقاله را در محل مخصوص آن پيدا كنند.

4- عنوان، مهم ترين عبارت يك مقاله است. اگر خواننده ای اهميت نوشته ای را از عنوان آن برداشت نكند؛ به خواندن آن ادامه نمی دهد.

5- چکیده مقاله نيز دارای اهميتی تقريباً مساوی با عنوان است، گاهی تنها براساس چکیده ی مقاله؛ يك خواننده تصميم ميی گيرد مقاله را بخواند يا آن را كنار بگذارد.

6- بين بررسی متون و مقدمه مقاله اختلاف زيادی وجود دارد، در مقدمه  باید يك تاريخچه كوتاه كه اهميت مطالعه را عنوان می كند و اطلاعات قبلی موجود در اين زمينه را بيان كرده و نقايص موجود را نمايان می سازد و زمینه چینی برای تحقیق عموماً در مقدمه آورده می شوند.

7- قسمت مواد و روش ها در مقاله بايد به طور تخصصی و با جزئيات كامل مطرح شوند. به نحوی كه محققان ديگر نيز بتوانند آن را انجام دهند.

8- نتايج بايد با يك نظم و توالی منظم ارايه شوند. بيان نتايج بايد از توالب منطقی پيروی كند و نه از ترتيب زمانی. در غير اين ‌صورت درك آن‌ها مانند چيدن قطعات پازل در كنار هم است كه می تواند بسيار گيج كننده باشد.

9- دانشمندان از ميان حجم زيادی از مقالات درصورتی كه به عنوان آن ها علاقه مند باشند يا پرسش و پاسخ های مهمی را دربرداشته باشند، مطالعه می کنند و هرقدر يك مطلب بهتر و منطقی تر نوشته شود خوانندگان بيشتری را جذب می كند و بيشتر مورد ارجاع ساير مقالات واقع می شود.

10- دو نكته هنگام مقاله نويسی بسيار مهم است: پيام اصلی مقاله و خواننده مقاله، اگر نویسنده به خواننده ها بی توجهی كند، خواننده ها نيز به نوشته های او بی توجهی می كنند.

منبع: www.isi20.ir

بی خانمان و یک حکایت

یک سازنده دوربین مخفی به نام ” جاش پالر لین ” به یک بی خانمان صد دلار اهدا کرد, اما سوژه دوربین مخفی او, اهدا صد دلار نبود بلکه موضوع دوربین مخفی این بود که مرد بی خانمان با صد دلاری خود چه خواهد کرد.

دوربین مخفی ” جاش ” مرد بی خانمان را تا یک سوپر مارکت دنبال کرد. بعضی فکر می کردند که او حتما پولش را صرف خرید مشروبات الکلی و یا موادمخدر خواهد کرد و بعضی فکر کردند او لباس یا غذا برای خود می خرد ولی مرد بی خانمان همه را شگفت زده و شرمنده کرد, وقتی که با او با صد دلاری خود برای دیگر بی خانمانان آن ناحیه غذا و خوردنی های دیگر خرید.

یاد این داستان افتادم: مرد زاهدی که در کوهستان زندگی می کرد در کنار چشمه ای نشست تا آبی بنوشد و خستگی در کند. سنگ زیبای درون چشمه دید، آن را برداشت و در خورجینش گذاشت و به راهش ادامه داد. در راه به مسافری برخورد که از شدت گرسنگی به حالت ضعف افتاده بود. کنار او نشست و از داخل خورجینش نان بیرون آورد و به او داد. مرد گرسنه هنگام خوردن نان چشمش به سنگ گرانبهای درون خورجین افتاد. نگاهی به زاهد کرد و گفت: آیا آن سنگ را به من می دهی؟ زاهد بی درنگ سنگ را درآورد و به او داد. مسافر از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید. او می دانست که این سنگ آن قدر قیمتی است که با فروش آن می تواند تا آخر عمر در رفاه زندگی کند. بنابراین سنگ را برداشت و با عجله به طرف شهر حرکت کرد.

چند روز بعد همان مسافر نزد زاهد در کوهستان برگشت و تا او را دید به او گفت: من خیلی فکر کردم تو با این که می دانستی این سنگ چقدر ارزش دارد خیلی راحت آن را به من هدیه کردی. بعد دست در جیبش برد و سنگ را در آورد و گفت: من این سنگ را به تو بر می گردانم ولی در عو ض چیز گرانبهای دیگری از تو می خواهم. به من یاد بده که چگونه می توانم مثل تو باشم!

نوشته ای از هوشنگ فام، شبکه پژوهشگران ایرانی

سلسله مراتب هوش

برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است، که با هوش جسمی آغاز می شود و با هوش جسمانی نمایش می دهند. این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد، در واقع هوش جسمانی آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلانی هوش کلی است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد. پس از هوش کلی سطح دیگری است که به هوش هیجانی اختصاص دارد. این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است. آخرین لایه هوش معنوی است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملایمت و مهربانی را شامل می شود. هوش کلی به منزله دروازه برای ورود است و در صورت برخوردار نبودن از حداقل لازم هوش کلی قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علاقه مان نخواهیم بود اما آنچه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علاقه مان جای می دهد میزان هوش هیجانی در ماست. هوش هیجانی و هوش معنوی به هم مرتبط اند اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند. بهره مندی از حداقل هوش هیجانی می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد چراکه کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لازم است اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد هوش هیجانی نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد. از طرف دیگر رشد هوش هیجانی نیز می تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی موثر باشد؛ در واقع هوش هیجانی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه ی دیگری می شود زیرا عقیده بر این است که هوش هیجانی(عاطفی) و هوش معنوی به یکدیگر وابسته هستند. باور بر این است که حداقل کمی هوش عاطفی نیاز است تا بتوان سفر معنوی را آغاز کرد اما وقتی که رشد هوش معنوی آغاز شد؛ هوش عاطفی هم بسیار تقویت می شود؛ در واقع آن ها به طور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند.

برای انتخابی درست از میان راه های موجود در بحث معنویت، عرفان و تشخیص راه درست از غلط و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است که مهمترین آن " هوش معنوی " است که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، می تواند راه درست و پرچمدار راه درست را پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی ای که انسان را به بیراهه می برند؛ پیدا کرد و به سرانجام مقصود برسد

(مقدم پور، 1390)

برنامه ریزی از دیدگاه اسلام

من از فقر بر امّتم بيم ندارم، لکن ازآنچه که بر امتم  بيمناكم سوء تدبير است. پیامبر اکرم (ص)

برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور، سبب بقا و پایداری دولت ها می شود. (علی(ع)/میزان الحکمه)

دقت و ظرافت در برنامه ریزی از وسیله و امکانات، مهم تر است. امام علی (ع)

عاقبت اندیشی و برنامه ریزی پیش از شروع کار، تو را از پشیمانی در امان می سازد. امام علی (ع)

* خداوند متعال هیچ موجودی را بدون داشتن هدف و برنامه خلق نکرد(برای همه ی موجودات و هم جهت زندگی برنامه دارد)

* برنامه ریزی شامل، انتخاب کردن ماموریت، اهداف و اقدامات لازم برای رسیدن به آنها می باشد.

* برنامه ریزی یک فرآیند تصمیم گیری است که مسیر اقدامات سازمان را تعیین می کند و افراد، واحدها و دیگر افراد سازمان متعهد می شوند، بطور روزانه و سالانه آن ها را انجام دهند.

*امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند:

                                داناترین مردم کسی است که آینده را بهتر ببیند.

 

* مزایای برنامه ریزی از دیدگاه اسلام:

1- موجب ثبات و تداوم حکومت می شود.

2- بهترین ابزار برای رسیدن به هدف از طريق تنظيم فعاليت‌ها و احتراز از انحراف مسير می باشد.

3- اشتباهات را کاهش می دهد.

* گام های برنامه ریزی:

گام اول- هدف گذاری.

گام دوم- تجزیه و تحلیل و ارزیابی محیط.

گام سوم- شناسایی راهکارها.

گام چهارم- ارزیابی راهکارها.

گام پنجم- انتخاب بهترین راهکار.

گام ششم- اجرای برنامه.

گام هفتم- کنترل و ارزشیابی نتایج.

* مصادیق برنامه ریزی در فرآن کریم:

«قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُونَ» قرآن کریم/یوسف47

(يوسف در جواب) گفت: هفت سال پي‌درپي كشت كنيد و آنچه را درو كرديد، جز اندكي را كه مي‌خوريد، در خوشه‌اش كنار بگذاريد.

 

«فَأَسْرِ بِعِبَادِى لَيْلاً إِنَّكُم مُّتَبَّعُونَ» قرآن کریم/دخان23

پس (به او گفتیم:) بندگان مرا شبانه کوج بده، زیرا که شما تحت تعقیب (فرعونیان) هستید. 

 

برگرفته شده از کتاب مدیریت اسلامی، تالیف دکتر مسعود احمدی

داستان ‫ساندویچ فروش و پسرش

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرده بود و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.
کارش بالا گرفت بنابراین کارش را وسعت بخشید به طوری که وقتی پسرش از مدرسه بر می گشت به او کمک می کرد. سپس کم کم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.»
پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند، پس حتماً آنچه می گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش می داد و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: «پسر جان حق با توست، کسادی عمومی شروع شده است.» 

شرح حکایت:

آنتونی رابینز یک جمله بسیار خوب در این باره دارد که جالب است بدانید: "اندیشه های خود را شکل بخشید وگرنه دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند"

تفاوت بین سازمان های سنتی و چابک از دیدگاه رامش و دواداسان(2007)

ردیف

معیار تفاوت

سازمان سنتی

سازمان چابک

1

ساختار سازمانی

عمودی و سلسله مراتبی

مسطح و مبتنی بر کار تیمی

2

سرمایه گذاری

اندک

زیاد

3

کیفیت

فروش و سود بیشتر

رضایت مشتری

4

مهارت کارکنان

ضعیف

کارکنان یادگیرنده

5

مشارکت کارکنان

کم

کارکنان قدرتمند

6

وضعیت مدیریت

دیکتاتوری

مشارکتی

7

مدیریت هزینه

سنتی و بسیار پر هزینه

مبتنی بر استراتژی، کیفیت و بهره وری

8

اتوماسیون اداری

مستقیم و ثابت

انعطاف پذیر و سریع

9

تکنولوژی

سیستم اطلاعاتی ضعیف  و تکراری

غیر تکراری و استفاده از مهندسی فناوری اطلاعات

10

مدیریت زمان

غیر اثربخش

بسیار اثربخش

11

چرخه تولید و ارائه خدمت

طولانی مدت و انعطاف ناپذیر

کوتاه مدت و انعطاف پذیر

نگرشی به مديريت از منظر امام علی(ع) در نهج البلاغه

در نهج البلاغه اصول كلّی حاكم بر نگرش مديران و وظايف كلی آنان در يازده اصل آمده است:

1. امانت بودن مسئوليت و مديريت

2. ارزش ابزاری حكومت و مديريت

3. نگرش اخلاقی به مديريت

4. سلسله مراتب و مشاركت در مسئوليت‌ها

5. مسئوليت؛ فرصتی اخلاقی و معنوی

6. عمران و آبادانی در كنار وظايف فرهنگی

7. ضرورت استفاده از تجارب تاريخی در مديريت

8. حقوق و وظايف متقابل

9. نگرش مثبت و كرامت مدار به انسان‌ها

10. توجه به قدرت و نظارت الهی

11. توجه به مشاركت و نقدپذيری در مديريت

هوش معنوی

در فرهنگ اصیل اسلامی به طور ضمنی هوش معنوی مورد توجه فراوانی قرار گرفته است.

بطور مثال، جامی(1381) براساس متون مذهبی مؤلفه­ های ذيل را براي هوش معنوی برشمرده است:

1ـ مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری

2ـ تشخیص و دریافت پیام­ های معنوی از پديده ­ها و اتفاقات

3ـ سؤال و دریافت جواب معنوی در مورد منشأ و مبدأ هستی(مبدأ و معاد)

4ـ تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی

5ـ تشخیص فضیلت فراروندگی از رنج و خطا و به کارگیری عفو و گذشت در روابط بین فردی

6ـ تشخیص الگوهای معنوی و تنظیم رفتار بر مبنای الگوی معنوی

7ـ تشخیص کرامت و ارزش فردی و حفظ و رشد و شکوفایی این کرامت

8ـ تشخیص فرایند رشد معنوی و تنظیم عوامل درونی و بیرونی در جهت رشد بهینه این فرایند معنوی

9ـ تشخیص معنای زندگی، مرگ و حوادث مربوط به حیات، نشور، مرگ و برزخ، بهشت و دوزخ روانی

10ـ درک حضور خداوندی در زندگی معمولی

11ـ درک زیبایی ­های هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر

12ـ داشتن ذوق عشق و عرفان که در آن عشق به وصال منشأ دانش است نه استدلال و قیاس

13ـ داشتن هوش شاعرانه که معنای نهفته در یک قطعه شعری را بفهمد

14ـ هوش معنوی باعث فهم بطون آیات قرآنی می­ شود و موجب می­گردد افراد؛ کلام انبیا را راحت ­تر و با عمق بیشتر درک نمایند

15ـ هوش معنوی در فهم داستان­ های متون مقدس و استنباط معنای نمادین این داستان­ ها کمک فراوانی می­ کند

16ـ هوش معنوی که در قرآن در مورد صاحبان آن صفت اولوالالباب به کار رفته است، باعث می شود که افراد به جوهره حقیقت پی ببرند و از پرده ­های اوهام عبور نمایند.

مقدم پور، جابر(1390)،" بررسی رابطه هوش معنوی و یادگیری سازمانی از طریق مدیریت دانش "، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه شاهد.