خصوصیات و معیارهای مکتبی مدیر در نهج البلاغه
تقوا
حضرت علی(ع) در نامه 12 نهجالبلاغه فرمودهاند: «از خدايی بترس كه ناچار او را ملاقات خواهی كرد و سرانجامی جز حاضر شدن در پيشگاه او نداری»(احمدخانی، 1379، ص 150).
تقوا يعنی حفظ و نگهداری نفس از آنچه به آن ضرر می رساند و «اتقواﷲ» معنای كاملش اين نيست كه از خدا بترسيد بلكه به اين معناست كه از خشم و عذاب خداوند، خود را حفظ كنيد و متقی به معنای «خود نگه دار و پرهيزگار» است. هر فردی برای پذيرفتن مسئوليت به دو گونه تقوی نياز دارد و شرط پذيرش مسئوليت، داشتن اين دو نوع تقواست:
الف) تقوای شخصی(تقوا در امور شخصی)
ب) تقوای سياسی(تقوا در امور اجتماعی و سياسی)
الف) تقوای شخصی: آدمی خواستهها و تمايلات خودخواهانه زيادی دارد كه بدون هيچ قيدی، اشباع شدن آن ها را می خواهد و از طرف ديگر تحقق بی قيد و شرط اين تمايلات خودخواهانه با كمال ذات وی و كمال جامعه در تضاد است. مهار كردن اين خواستهها و تمايلات خودخواهانه با دو نيروی حق و عدالت و برطرف نمودن موانع كمال انسان، «تقوا» است. به عبارت ديگر و مختصرتر «تقوا» صيانت ذات تكاملی انسان است. تقوای شخصی كه همان حفظ و صيانت ذات تكاملی زمامدار و ديگر مقامات سياسی است، وی را از افتادن به دام خواهش های نفسانی و تمايلات خودخواهانه نگه می دارد. مدير يا مسئولی كه نفس خود را با تقوا حفظ نكند، مقام و مسئوليتش برای او نوعی آفت به حساب می آيد زيرا نفس آنگاه كه به وسيله تقوا مهار نشود قطعاً در خدمت هوای و هوس قرار می گيرد و چنين انسانی اگر به مقامی برسد، آتش هوای نفس در او شعلهور می شود و با سركشی و طغيان بر گناهان و خطاهای او می افزايد.
ب) تقوای سياسی: تقوای سياسی عبارتست از آمادگی كامل سياستمداران برای بدست آوردن و به كار بستن كامل معلومات و تجارب و بهره برداری از استعدادهای موجود برای رساندن جامعه به كمال مطلوب با رعايت تقوای الهی در همه ی مراحل فكری و اجرايی. چنين تقوايی موجب می شود كه فرد همه ی استعدادها و تجارب و تمام هم و تلاش خويش را برای اصلاح امور در جامعه به كار گيرد و از هر فكر، تصميم و كاری كه بر ضرر جامعه ی اسلامی تمام بشود، پرهيز نمايد(خسروی، 1378، ص 33-34).
اميد به پاداش الهی داشتن و بيمناك از عذاب او بودن
حضرت علی(ع) در نامه به سپهسالار حلوان به او می فرمايد: «جان بر سر كاری بگذار كه خدای بر تو واجب فرموده است، به پاداش آن اميدوار و از كيفر آن بيمناك باش».
مسلماً مديری كه به پاداش الهی اميدوار باشد، در انجام اعمال نيك و خداپسندانه تلاش می كند و در صورتی كه از عذاب الهی بيمناك باشد، به انجام كارهای خلاف و نادرست كه موجب نارضايتی خدای سبحان می باشد، اقدام نمی كند.
اطاعت از اوامر خدا و ياری كردن او
امير المؤمنين(ع) در نامه به مالك اشتر فرمودهاند: «او را به پرهيزگاری در پيشگاه خدا و ترجيح دادن اطاعت او و پيروی از فريضهها و سنتهایی كه در قرآن به آن امر فرموده است فرمان می دهد كه هيچ كس نيكبخت نگردد مگر به پيروی آن و شور بخت نشود جز به انكار و تباه ساختن آن و به او فرمان می دهد كه خدای را با قلب و دست و زبان خود ياری كند زيرا هركس خداوند جل إسمه را ياری دهد، خدای ياوری او را تعهد كرد و هركه او را عزيز دانست خدای ارجمندی او را كفالت فرمود».
توانايی در كنترل نفس
برای كسانی كه می خواهند بر سازمان با همه پيچيدگی هايش مديريت كنند و وظايف و نقشهای متعدد و مختلف خود را ايفاء نمايند، بايد ابتدا مديريت و نظارت بر نفس خود را آموخته و بدان خوی گرفته باشند و توانسته باشند وظايفی چون برنامهريزی، سازماندهی، نظارت، ارزشيابی و هماهنگی امور زندگی و استفاده ی مطلوب از امكانات را در رشد خود به كار گيرند و زندگی موفقی را ارائه دهند. انسانی كه خود را در حضور خدا می بيند، وظيفهای دارد به نام مراقبت و تكليفی دارد به نام محاسبه، چنين انسانی هم رقيب خود است و هم حسيب خويش، هم مواظب كارهای خود است هم حسابرس كارهای خويش و يك لحظه خود را فراموش نمی كند. حضرت علی(ع) در نامه به مالك اشتر می فرمايند: «به او فرمان می دهد تا نفس خود را از پيروی آرزوها باز دارد و به هنگام سركشی رامش نمايد كه همانا نفس همواره به بدی وا می دارد جز آنكه خدا رحمت كند». اميرالمؤمنين در نامه 56 خطاب به شرح قاضی می نويسند: «در هر صبح و شام از خدا بترس و از فريبكاری دنيا بر نفس خويش بيمناك باش و هيچگاه از دنيا ايمن مباش، بدان اگر برای چيزهايی كه دوست می داری، يا آنچه را كه خوشايند تو نيست، خود را باز نداری، هوسها تو را به زيانهای فراوانی خواهند كشيد، پس نفس خود را بازدار و از آن نگهبانی كن و به هنگام خشم بر نفس خويش شكننده و حاكم باش». آن حضرت در نامهای كه به محمد بن ابی بكر هنگام حكومت مصر نوشته است به او اين چنين دستور می دهد: «پس موظف هستی كه با نفس خود مخالفت نمايی و از دين خويش حمايت كنی»(احمدخانی، 1379، ص 158-164).
توكل بر خدا
توكل حقيقی عبارتست از پذيرش اين مسئله الهی كه زمام و عنان همه امور به دست خداوند است و همه ی موجودات از قدرت او استمداد می نمايند. توكل در مقام مسئوليت به اين معناست كه در عزم و اراده و تصميمگيری، هيچ كس جز اراده ی خدا مداخله نكند. علاوه بر عوامل خارجی حتی احساسات، عواطف و سليقههای شخصی او نبايد تصميمگيری او را تحتالشعاع خود قرار دهند. انسان متوكل چون از امداد غيبی مدد می جويد با صلابت و قدرت می باشد و از همه تنگناها به راحتی عبور می كند. اينجاست كه پيامبر اكرم(ص) می فرمايد: «هركس می خواهد كه نيرومندترين مردم باشد بايد بر خدا توكل كند و هركس دوست دارد از همه ی مردم توانگرتر باشد بايد اعتمادش به آنچه در دست قدرت خداست بيشتر از آنچه در دست خود اوست باشد». حضرت در نامهای به يكی از عمال خود ياری خواستن از خدا را توصيه می فرمايد: «پس آهنگ هر كاری كه می كنی از خدا ياری بخواه»
(احمدخانی، 1379، ص 98-100).
قيام به وظيفه
هر مديری در برخورد با مسائل و مشكلات گوناگون بايد وظيفه ی خود را درنظر بگيرد و طوری به آن عمل نمايد كه رضای خداوند را در پی داشته باشد. حضرت علی(ع) در فرازی از نامه به مالك اشتر می نويسند:
«و نزد خدا برای هريك از اين طبقات(افراد جامعه) جايگاهی است كه دربرگيرنده مسائل رفاهی و امكانات آنان است و برای هريك از آنان تا حد تأمين و اصلاح وضع زندگی برعهده ی زمامدار حقی است. زمامدار از عهده ی آنچه كه خداوند بر دوش او قرار داده است برنمی آيد مگر با سعی و كوشش و استمداد از خدای بزرگ و آماده سازی نفس خود بر التزام به حق و شكيبايی دربرابر دشواری ها و آنچه كه پيش آيد»(احمدخانی، 1379، ص 114-118).
حق گرايی
از مهم ترين هدفهايی كه دولت اسلامی دنبال می كند و برنامههای خود را بر آن بنا می نمايد، برپا داشتن حق است كه اميرالمؤمنين(ع) در سخنی با ابن عباس، حكومت را وسيله ی اقامه ی حق و دفع باطل معرفی كرده است. بنابراين برپاداشتن حق، محوری است اساسی در اداره ی امور و زمامداری به گونهای كه هر مديريتی بايد بدان باز گردد و بر آن استوار شود و آن اصلی علمی و حاكم بر برنامهها و اقدامات باشد. هيچ حكومتی بدون مشاركت و حمايت مردمی، توان تحقق برنامههای اصلاحی خود را نمی يابد و بی گمان وقتی مديری عمل به حق را اساس برنامهها و اعمال خود قرار دهد از توفيقهای الهی و پشتيبانی مردمی بهرهمند می شود. حضرت علی(ع) در اين مورد فرموده اند: «با ملازمت حق، پشتوانه ی قوی حاصل می شود»، «هر كه به حق عمل كند مردمان به او تمايل يابند»
(نهجالبلاغه: نامه 62).
به بيان اميرالمؤمنين(ع): «هركه در راه برپايی حق مجاهده كند، توفيق يابد».
اميرالمؤمنين علی(ع) در اين باره در نامه 53 به مالك اشتر فرمودند: «بايد محبوب ترين و پسنديده ترين كارها نزد تو ميانه ترينشان در حق باشد»(دلشاد تهرانی، 1377، ص 208-210).
مسئوليت در قبال جامعه
يكی از ويژگی های مديران و زمامداران شايسته، توجه به كل جامعه و جهتگيری برای خدمت به جامعه می باشد. اين ويژگی كه همان داشتن مسئوليت اجتماعی است در كلام اميرالمؤمنين به صورت زير بيان گرديده است: « شما در پيشگاه خداوند، مسئول بندگان خدا و شهرها و خانهها و حيوانات هستيد. خدا را اطاعت كنيد و از فرمان خدا سر باز مداريد»(نهجالبلاغه: خطبه 167).
مهربانی با ضعيفان و قاطعيت با قدرتمندان
شايسته است مدير نسبت به ضعيفان(ضعف چه از نظر مالی و يا امور اجتماعی و يا مسائل ديگر) مهربان و دلسوز بوده و بر آن باشد كه گرفتاری هايشان را مرتفع سازد و با قدرتمندان(چه از نظر اعتبار و شخصيت و يا قدرت مالی يا قدرت سياسی و يا مسائل ديگر» قاطعانه برخورد كند و با استقامت و بدون انعطاف و تحت ضابطهای خواستههای آنان را درنظر بگيرد زيرا كه ضعيف هميشه محروم و دل شكسته است و نياز دارد كه دست عطوفت به كمكش برسد و ندای حق از او حمايت كند و قدرت انسان دوستی وی را از مرگ تدريجی نجات دهد. حضرت علی(ع) در نامه 53 به مالك اشتر فرمودهاند: «پس برای كارهای مهم و كليدی از سپاهان و لشگريان خود كسی را انتخاب نما كه نسبت به ضعيفان مهربان و با محبت باشد و درمقابل زورمندان سخت گيری و استقامت داشته باشد»(قوچانی، 1374، ص 138).
خيرخواهی
اميرالمؤمنين(ع) در نامه به مالك اشتر در اين مورد چنين فرموده اند:
«برای فرماندهی سپاه، كسی را برگزين كه خيرخواهی او برای خدا و پيامبر(ص) و امام بيشتر باشد»(نهجالبلاغه: نامه 53).
داشتن آرمان
آرمان با هدف تفاوت دارد. هدف شروع و پايانی دارد ولی آرمان امری پويا است و جامع تر از هدف است. امام علی(ع) درخصوص آرمان خواهی در نامه 66 به ابن عباس يكی از كارگزاران سياسی خود می نويسند: «بهترين چيز در نزد تو در دنيا، رسيدن به لذتّها يا انتقام گرفتن نباشد بلكه بايد خاموش كردن باطل يا زنده كردن حق باشد، تنها به توشهای كه از پيش فرستادهای خوشنود باش و بر آن چه بيهوده می گذاری حسرتخور و همت و تلاش خود را برای پس از مرگ قرار ده»
(خسروی، 1378، ص 132-133).
اهميت دادن به نماز
امام علی(ع) در نامه 27 خطاب به محمد بن ابی بكر وقتی كه اداره مصر را به او سپرد، فرموده اند: «نماز را به هنگامی كه برای آن مقرر شده است به جای آور؛ نه وقت آن را به علت فراغ از كار پيش انداز نه به سبب اشتغال به كار به تأخير افكن و آگاه باش هر كار تو وابسته به نماز تُوست».
عبرت از گذشتگان
پندگيری و عبرت از كارِ گذشتگان، يكی از عوامل آموزنده در اداره امور می باشد و با استفاده از مرور رفتارها و عواقب پيشينيان می توان امروز موفقتر عمل نمود. حضرت علی(ع) در نامه به مالك اشتر می فرمايند: «سپس ای مالك بدان كه تو را به دياری فرستادهام كه پيش از تو داد و بيداد فراوان بر آن رفته است و مردم در كار تو همانگونه نظر خواهند كرد كه تو در كار واليان پيش از خويش نظر می كنی و از تو همان خواهند گفت كه تو درباره آنان می گويی. همانا كه نيكوكاران را از سخنانی می توان شناخت كه خدای درباره آنان بر زبان بندگان خود روان می سازد. پس كردار شايسته، نيكوترين اندوخته تو باد. بر هوسناكی ها چيره باش و دريغ دار كه نفس خويش به چيزی كه نه حلال است بيالايی»(نهجالبلاغه: نامه 53).
همچنين آن حضرت در وصيت خود به امام حسن(ع) به عبرت گرفتن از كار گذشتگان امر می فرمايند: «و بر دل خود داستان گذشتگان بخوان و سرگذشت پيشينيانش يادآور و بر ديار و آثارشان بگذر. پس بنگر كه چه كردند و از كجا بر شدند و به كجا فرود آمدند و در كجا جای گزيدند. آنگاه بينی كه از دوستان جدا ماندند و به ديار تنهايی فرود آمدند؛ آنگونه كه تو نيز پس از اندك زمان يكی از آنان خواهی بود» (نهجالبلاغه: نامه 31).
ياور ظالمان نبودن
حضرت علی(ع) در نامه 53 خطاب به مالك اشتر فرمودهاند: «بدترين وزيران تو وزيری است كه پيش از تو وزير اشرار و بدكاران و شريك آن ها در گناهان بوده است. پس نبايد از خواص و نزديكان تو باشد زيرا آنان يار گناهكاران و برادر ستمگران هستند. در حاليكه تو به جای آن ها كسانی كه دارای انديشهها و كاربری های نيكو مانند آن ها هستند می توانی بهترين وزير را بيابی كه چنان گناهان و كارهای زشت آنان را مرتكب نشده باشد و ستمگر را بر ستم و گناهكار را بر گناهش همراهی و ياری نكرده باشد».
امتياز ندادن به خويشان و اطرافيان
اميرالمؤمنين(ع) در نامه 53 خطاب به مالك اشتر فرمودهاند: «همانا زمامدار را نزديكان و خويشاوندانی است كه به مال دگران چشم دارند و به آن دراز دستی می كنند و در معامله كم انصاف اند پس وسايل تجاوزشان را از ميان بردار تا رشته فسادشان بريده شود و دراز دستيشان كوتاه گردد. به هيچ يك از اطرافيان و خواص و نزديكان خود، زمينی به رسم تيول وا مگذار و نبايد كه كسی از تو پاره زمينی طمع كند تا به همسايگان در سهم آب يا در عملی كه بين او با همسايگان مشترك است، آنان را به بيگاری گيرد و به آنان زيان رساند و بار خويش بر دوش ديگران گذارد؛ پس با اين كارها، سود گوارا برای آنان باشد و سرزنش و گناه آن كار در اين جهان و آن جهان گريبانگير تو گردد».
صرفه جويی در اموال عمومی
امام علی(ع) به كارگزاران خويش مؤكّدا سفارش می كردند در مصرف بيتالمال نهايت دقت و صرفهجويی را مراعات كرده و از اسراف و ريخت و پاش به شدت بپرهيزند. در اينجا به يك نمونه از دستور آن حضرت در مورد صرفهجويی در كاغذ هنگام نگارش نامه اشاره می كنيم: «قلمهايتان را تيز كنيد و سطرهايتان را نزديك هم بنويسيد، از زياده نويسی بپرهيزيد، منظورتان را كوتاه تر بيان كنيد، مبادا زياده نويسی و پرحرفی نماييد زيرا اموال مسلمانان زيانی را بر نمی تابد». صرفهجويی خود آن حضرت در بيتالمال مسلمانان به حدی است كه حاضر نشد برای پاسخگويی به كسانی كه شب هنگام برای كار خصوصی به او مراجعه كرده بودند از نور چراغ بيتالمال استفاده كند و چراغ بيتالمال را خاموش فرمودند و از چراغ شخصی خود استفاده نمودند.»(خدمتی، 1381، ص 29).
عدم همكاری در اعمال خلاف
از آنجايی كه هر انسانی گرفتار هوای نفس است و پيروی از نفس باعث دوری از خدا و سلب نورانيت انسان می شود، شايسته است تا مديران و معاونين در صورتی كه مافوقشان براساس هوای نفس خود اقدام به عملی غيرمشروع و غيرقانونی نمايد ايشان را از آن كار باز دارند و يا حداقل همكاری نكنند و بدين ترتيب موجبات رضای الهی را فراهم نمايند. اميرالمؤمنين(ع) در نامه 53 به مالك اشتر فرمودهاند: «سپس از ميان خواص خود آن فردی را به خود نزديک تر كن كه از نظر حقيقتگويی صراحت لهجه داشته باشد و از كمك دادن به تو در كارهايی كه خداوند آن ها را برای اوليائش دوست ندارد خودداری نمايد، خواه با هوای و هوس تو مطابق باشد يا نه»(قوچانی، 1374، ص 141).
پرهيز از سوء استفاده از مقام
مديران و مسئولان سازمانها، به خاطر موقعيت خود به اموال و امكانات فراوانی دسترسی دارند و طبعاً منابع گوناگون مالی و اعتباری در اختيار آن ها می باشد. اين امكان می تواند زمينهساز فساد و امتيازطلبی و استفاده غيرمجاز از منابع عمومی گردد. بنابراين مديران بايد دقت كنند كه در زمان مسئوليت خود گرفتار اين فساد نشوند.
اميرالمؤمنين(ع) به كارگزاران خويش همواره اين نكته را يادآوری می نمودند و به شيوههای مختلف آنان را از «استيثار» و «امتيازخواهی» برحذر می داشت. آن حضرت در بخشی از عهدنامه ی خویش به مالك اشتر می فرمايند: «از امتيازخواهی و اختصاص دادن چيزی كه[بهره] همه ی مردم در آن يكسان است بپرهيز».
منبع: تبيين ويژگی های مديران از ديدگاه حضرت علی عليه السلام در نهجالبلاغه- آرش آقاجانی