فرازهایی از توصیه های مدیریتی مولای متقیان حضرت علی(ع) در باب مسایل اخلاقی

فرازهایی از توصیه های مدیریتی مولای متقیان امام علی(ع) در باب

مسایل اخلاقی:

1- عملی کردن طبق برنامه و زمان:

کسی که به کارهای مختلف می پردازد، نقشه ها و پیش بینی هایش به جایی نمی رسد.

(حکمت 403 نهج البلاغه)

2- توجه به آموزش و داشتن روح علمی و تحقیق:

کتاب خدا را به شما تعلیم دادم، راه و رسم استدلال را به شما آموختم. آنچه نمی شناختید به شما شناساندم. آنچه لقلقه زبانتان بود و از آن آگاه نبودید، با بیان و توضیح خویش مفهوم و به ذائقه فکرتان گوارا ساختم.(خطبه 181 نهج البلاغه)

3- متانت و درنگ در سخن گفتن:

متانت و درنگ در سخن گفتن دلیل واقع گویی است.(خطبه 100 نهج البلاغه)

4- پرهیز از مداهنه و تملق و سرکوب آن در خود و دیگران:

مداهنه و تملق و چاپلوسی نکنید که شما را به ارتکاب معصیت می کشاند.(خطبه 86 نهج البلاغه)

5- مشورت با دیگران و استقبال از آرای خوب آنان:

آن کسی که آرای گوناگون را استقبال کند موارد خطا و اشتباه را می شناسد.

(حکمت 164 نهج البلاغه)                                                                      

6- وفا به تعهدات:

ای مردم ، وفا همراه صدق است و من سپری نگهدارنده تر از وفا نمی بینم.(خطبه 41 نهج البلاغه)

7- دوری از افراط و تفریط در امور:

انحراف به چپ و راست(افراط و تفریط) گمراهی است و میانه روی، راه درست می باشد.

(خطبه 16 نهج البلاغه)

8- ارزشیابی و کنترل و نظارت دایم :

بخشی از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر:  "پس از آن از قضاوت او بسیار خبرگیر و وارسی کن."

9- تقسیم کار و تعیین حدود و وظیفه:

هریک از خدمتکارانت را کاری به عهده بگذار و آن را بدان کار بگمار تا هریک وظیفه خویش بگذارد و کار را به عهده دیگری نگذارد.(نامه 31 نهج البلاغه)

10- رعایت تخصص(مهارت و توانایی) در انتصابات:

ای مردم سزاوارترین شخص برای امور مهم، تواناترین آنان است نسبت به آن کار.

(خطبه 172 نهج البلاغه)

11- داشتن جاذبه و دافعه:

عاجزترین فرد کسی است که در یافتن دوست ناتوان باشد و از او ناتوان تر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد.(حکمت 12 نهج البلاغه)

12- دوری از شتاب زدگی در کارهای مهم:

و بپرهیز از شتاب زدگی در کارهایی که هنوز زمان انجام آن نرسیده است.(خطبه 53 نهج البلاغه)

13- پاسخگویی به مردم:

در بخشی از نامه به مالک اشتر آمده: "دیگر برطرف ساختن نیازهای مردم است در همان زمانکه به تو عرضه می شود و در حوصله ی دستیاران تو نیست."

14- تمهید مقامات و زمینه سازی برای اجرای برنامه ها:

کسی که دست به چیدن میوه نارس ببرد، چونان کشاورزی است که در غیر زمین خود بکارد.

(خطبه 6 نهج البلاغه)

15- انتقاد پذیری:

در بخشی از نامه به مالک اشتر می فرمایند: "آن کس را بر دیگران برگزین که سخن تلخ حق را بیشتر به تو گوید."

16- انعطاف پذیری:

در برابر مردم فروتن باش و با آنان نرم خویی و انعطاف پیشه کن.(خطبه 27 نهج البلاغه)

17- متقاعد کردن مراجعین:

در بخشی از نامه به مالک اشتر می فرمایند: "هرگز نگو مامورم و معذور، هرگز مگو به من دستور داده اند و باید کورکورانه اطاعت کنم. هرگز طمع مدار که کورکورانه از تو هدایت کنند".

18- اعتراف به ندانستن در امر غیر مربوط:

کسی که جمله نمی دانم را ترک کند خود را به کشتن خواهد داد.(حکمت 85 نهج البلاغه)

19- گفتار و بیان احترام آمیز:

آگاه باشید ای مردم، زبان صالحی را که خداوند به انسان عنایت می فرماید که انسان آن زبان صالح را در ایجاد سعادت برای مردم به کار ببرد؛ برای او بهتر است از مالی که آن را به ارث ببرد که سپاسش را به جای نیاورد.(خطبه 120 نهج البلاغه)

20- خودارزیابی و خودسنجی:

ای بندگان خدا پیش از آنکه مورد سنجش قرار بگیرید خود را بسنجید و قبل از آنکه شما را به پای حساب ببرند به حساب خود برسید.(خطبه 90 نهج البلاغه)  

منبع: http://toseah.shmu.ac.ir

صد نکته مدیریتی از نهج البلاغه

صد نکته مدیریتی از نهج البلاغه

1. مدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خویش بپردازد.
2. امور و کارها در گرو نتایج خود هستند.
3. پشتکار و جدیت در کار موجب پوشاندن عیب ها می شود.
4. شخصیت آدمی از خلال کارش متجلی می شود.
5. در کار ناگزیر باید از کتمان و رازداری کمک جست.
6. در درگیری ها و اختلاف ها، مدیر باید خود را مقصر بداند.
7. طمع، شکایت بردن به مردم و بدون توجه لب به سخن گشودن از عوامل ضعف مدیر است.
8. باید در پی به دست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود.
9. آرزوی دروغین که مایه فریب انسان می گردد، خیال را لباس واقعیت می پوشاند.
10 . غنیمت شمردن فرصت، اساس موفقیت در هر کاری است.
11 . آدمی به زبانش شناخته می شود.
12 . ارزش آدمی از خلال مهارت ها و شایستگی های او نمایان می شود.
13 . برای سنجیده از تلاش نافرجام بهتر است.
14 . کوتاهی در عمل موجب غم و اندوه می گردد.
15 . آدمی باید توانمندی ها و شایستگی های خود را بشناسد.
16 . صبر و شکیبائی یکی از ارکان موفقیت است.
17 . استبداد راه شکست است.
18 . هدف وسیله را توجیه نمی کند.
19 . سعه ی صدر، نشانه موفقیت مدیر است.
20 . بهترین راه، بستن راه های بدی و گشودن راه نیکوکاران است.
21 . نمی توانی بدی را از محیط خود دور کنی مگر این که آن را در خودت از بین ببری.
22 . کوتاهی در کارها موجب پشیمانی و حسرت است.
23 . حق باید معیار در هر کاری باشد.
24 . باید برنامه روزانه ای داشت که دربردارنده ساعاتی برای استراحت و بیرون کردن غم و اندوه از دل باشد.
25 . نرمی و مدارا، راه کسب محبت دیگران است.
26 . آدمی در شرایط سخت، شناخته خواهد شد.
27 . اختلاف بین مسئولان موجب از بین رفتن تصمیم ها می گردد.
28 . صفات مدیر عبارت است: هیبت، انصاف، بخشش بر دیگران و تواضع.
29 . باید با نفست مبارزه کنی تا به کار مناسب و در خور برسی.
30 . با پدیدار شدن ظلم، مدیر عزل می شود.
31 . معیار کارها به ماندگاری آن هاست نه کثرت آن ها.
32 . کارها را به موقع خودش انجام ده، نه زودتر و نه دیرتر.
33 . مشورت کردن، الزام آور نیست.
34 . خوش رویی و شادابی موجب راه یافتن به قلب دیگران می شود.
35 . خواندن باید مقرون به عمل باشد.
36 . در هنگام مدح و ذم متعادل باش.
37 . اطاعت نکردن از مافوق، ظلم است و تکبر بر زیردستان هم ظلم.
38 . معیار اطاعت، مسئولیت پذیری است.
39 . کارها باید مطابق اصول علمی صورت گیرد.
40 . معیار مدیریت، پاسخگویی به نیازهای مردم است.
41 . هنگام سخن گفتن، سخنت باید از سر آگاهی باشد و گرنه سکوت بهتر است.
42 . ضرورتی ندارد که همه اهدافت در یک زمان تحقق یابد.
43 . روز را باید به سه بخش تقسیم کرد: ساعاتی برای عبادت، ساعاتی برای کار و ساعاتی برای استراحت.
44 . زشتی های دنیا را می توان با زهد ورزیدن نسبت به دنیا کشف نمود.
45 . همه چیز را برای خود مخواه.
46 . شرایط زندگی یکسان نیست.
47 . بردباری، عیب های آدمی را می پوشاند.
48 . فرمانده در میدان شناخته می شود.
49 . هرگاه در کسی صفتی نیکو یافت شد، باید منتظر صفات خوب دیگر بود.
50 . مدیر باید در امور ضروری مربوط به کارش، از فقه آگاه باشد.
51 . با کاستن شوخی، احترام می بینی.
52 . قناعت، سرمایه افزوده است.
53 . با تسامح و ارج گذاری به امور، مدیر می تواند با سخت ترین مشکلات مواجه شود.
54 . مدیر باید خود را فردی عادی فرض کند. آنگاه بپرسد از یک مدیر چه انتظاری دارد اگر از زیردستان او باشد. هرآنچه را که انتظار داری، دیگران از تو انتظار دارند.
55 . نسبت به رای مردم درباره افراد غافل مباش، کسی که مردم او را صالح می شناسند، پس صالح است.
56 . مردم برادران تو هستند، پس باید به چشم برادری به آن ها بنگری.
57 . سلسله مراتب اداری باید رعایت شود.
58 . حق و عدل، معیار و رضایت مردم، هدف است.
59 . در پی کشف عیب های زیردستان نباید بود.
60 . راه سخن چینان را در فتنه ها ببند.
61 . با بخیل، ترسو و حریص نباید مشورت کرد.
62 . اجازه مدح و ثنا در کاری که مدیر انجام نداده است، نباید داده شود.
63 . نیکوکار و بدکار نباید مساوی باشند.
64 . قانون یا طرح پیشین را نباید لغو نمود.
65 . تشکیل هیات مشاوران با ترکیبی از متخصصان و افراد با تجربه ضروری است.
66 . شرایط به کارگیری افراد: دارای گوهری نیک، از خاندان پارسا، دارای سابقه نیکو، دلیران، رزم آوران، بخشندگان و جوانمردان.
67 . مدیر باید همچون پدری باشد و بر کارکنان همچون پدر نظارت نماید.
68 . نگاه به کارکنان باید از سر عدالت و انصاف باشد.
69 . آگاهی از امنیت شغلی از امور ضروری مدیریت است.
70 . سلسله مراتب اداری باید بر آزمایش و امتحان افراد مبتنی باشد.
71 . رعایت ضوابط نه روابط.
72 . نیازهای حیاتی کارمند، میزان حقوق او را تعیین می کند.
73 . گماردن بازرسان مخفی بر کارکنان لازم است.
74 . طمع مدیران موجب فقر دیگران می شود.
75 . بیش از آنچه که گرفته می شود، باید بخشیده شود.
76 . مدیر نباید فریب ظواهر را بخورد.
77 . از وظایف مدیر آن است که جلسه عمومی تشکیل دهد تا کارکنان با آزادی کامل حرف های خود را بزنند.
78 . برخی از کارها را مدیر خود باید انجام دهد.
79 . کار امروز را به فردا میانداز.
80 . مدیر برای تقویت اراده باید ساعتی از وقت خود را به عبادت بپردازد.
81 . اشراف مستمر ناشی از احاطه کامل است و این یکی از ضرورت های مدیریت می باشد.
82 . در موقعیت های پیچیده، مدیر باید دوراندیش باشد.
83 . خودبینی و اعتماد به نفس کاذب و علاقه مندی به مدح و ثنا موجب از هم پاشیدگی نظام مدیریتی می گردد.
84 . نیکی کردن به دیگران بدون منت گذاری.
85 . برای هرکس کاری مناسب و مطابق با توانمندی های او درنظر گرفته شود.
86 . هر کاری را در جای خود انجام ده.
87 . باید به مدیران مسئولیت به کارگیری افراد را داد.
88 . هنگام خشم و عصبانیت تصمیم مگیر.
89 . هر عقوبتی باید بعد از یادآوری معاد باشد.
90 . مدیر هم باید الگویی نیکو از یک مدیر موفق داشته باشد.
91 . همه کارکنان را یکسان نگریستن.
92 . مطابقت درون با بیرون.
93 . دادن حق دیگران قبل از گرفتن حق خود.
94 . نیکی به انسان های فتنه جو، علاج آن است.
95 . نسبت به متمردان و قانون شکنان باید سیاست نرمی و درشتی را با هم به کار بست.
96 . پاداش مدیر باید به قدر ضرورت باشد.
97 . تواضع ویژگی مدیران است.
98 . از لغزش و خطاهای جوانمردان درگذرید.
99 . به بخشش عادت کردن هر چند که کم باشد.
100 . یاری جستن و توکل بر خدا راز موفقیت می باشد.

خصوصیات و معیارهای تخصصی مدیر در نهج البلاغه

خصوصیات و معیارهای تخصصی مدیر در نهج البلاغه

علم و دانش

حضرت علی(ع) در خطبه ی 172 نهج‌البلاغه می فرمايند: «ای مردم همانا سزاوارترين مردم به اين امر(مدیریت) كسی است كه تواناترين آن ها بر اجرای امور و داناترين به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد»(خسروی، 1378،ص 39-40).

– شجاعت

امیرالمومنین علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «به اهل شجاعت بپیوند و آنان را به عنوان کارگزار انتخاب نما.» (قوچانی،۱۳۷۴،ص۱۳۷).

– قاطعیت

علی(ع) از شک و تردید بی مورد نهی کرده و می فرمایند: «علم خود را به جهل و یقین خود را به شک تبدیل نکنید، وقتی دانستید عمل کنید و زمانی که یقین کردید، اقدام نمایید.»

(نهج البلاغه:حکمت ۲۷۴).

– تجربه کاری

علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «افراد باتجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما.»

(قوچانی، ۱۳۷۴،ص۸۲).

– استقامت در برابر مشکلات

حضرت علی(ع) در این مورد در نامه ۵۳ به مالک اشتر فرموده اند: «پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشکریان خود کسی را انتخاب کن که در برابر دشواری ها و پیش آمدهای سخت و تلخ، استوار باشد و مصیبت های بزرگ وی را از پا ننشاند. فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران؛ بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی خیالی دیگران، بی تفاوت نگردد.» (قوچانی،۱۳۷۴،ص۱۳۶).

 – حسن تدبیر

از مهم ترین عوامل فروپاشی سازمان ها و دولت ها سوء تدبیر است. امام علی(ع) می فرمایند: «چهار چیز دلیل برگشت روزگار و اوضاع و احوال دولت ها و حکومت هاست. بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کم عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن.»

– قدرت و توانایی

امیرالمومنین در نامه ۶۱ به کارگزار نالایق خود کمیل بن زیاد نخعی، عدم قدرت و توانایی او را تذکر می دهد و او را مورد ملامت قرار می دهد.

– سعه صدر

علی علیه السلام می فرمایند: «سعه صدر ابزار حکومت است و این نشان دهنده ی اهمیت بسیار زیاد سعه صدر برای مدیران و مسئولان می باشد.»

– شایستگی و کفایت

حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «ای مالک در بکارگیری کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچ گونه واسطه و شفاعتی نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانت را.»

– نظم و انظباط

امام علی(ع) در بخشی از عهدنامه ی خود به مالک اشتر می فرمایند: «کار هر روز را همان روز انجام بده زیرا هرروز کاری مخصوص به خود دارد.» همچنین در وصیت خود می فرمایند: «سفارش می کنم شما را به تقوا و نظم در امور.»

– حسن سابقه

امیرالمومنین در نامه ۵۳ به مالک اشتر فرموده اند: «بدترین وزیران تو کسانی هستند که وزیران والیان بدکار پیش از تو بوده اند و با آنان در گناهان همکاری کرده اند. مبادا صاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنهکاران و برادران ستمکارانند. تو می توانی به جای آن ها بهتر از آن ها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آن ها را دارند ولی وزر و وبال آن ها را ندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده اند. این مردان پاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل می کنند و نسبت به تو مهربان ترند و با بیگانه کم الفت ترند، آن ها را مخصوصان جلسه های سری و انجمن های علنی خود قرار ده.»

– داشتن پشتکار و دوری از تنبلی

علی(ع) فرموده اند: «در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه نکن.»

(دلشاد تهرانی،۱۳۷۷،ص۳۷۲-۳۷۵).

– بلندی همت

حضرت در نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر می فرمایند: «با بلند همتان بپیوند.»

– تندذهنی و داشتن حافظه قوی

مدير و مسئول بايد دارايی حافظه قوی و ذهنی توانمند باشد تا پرداختن به يك مسئله او را از ساير  مسائل غافل نكند و پيچيدگی و حجم كارها، او را به فراموشی و اشتباه نياندازد. حضرت در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ های تو به آن ها کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو به آن ها تحویل می دهد فراموشکار نباشد.»

– آینده نگری

امام علی(ع) در خطبه ۱۵۴ فرموده اند: «بینادل خردمند پایان خویش می بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می شناسد.»

– پاکی و صلاحیت خانوادگی

آن حضرت به مالک اشتر توصیه می نمایند: «و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسا و صالح اند و از سابقه نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین.»

– داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل

آن حضرت در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت اداراکی و تشخیص و تجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر اشاره می فرمایند: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید. او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود. نه در آنجایی که شتاب لازم است؛ کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است شتاب می گیرد.»( نهج البلاغه، نامه ۵۳).

منبع: تبيين ويژگی های مديران از ديدگاه حضرت علی عليه السلام در نهج‌البلاغه- آرش آقاجانی http://www.m-o-d-i-r.blogfa.com

خصوصیات و معیارهای ارزشی مدیر در نهج البلاغه

خصوصیات و معیارهای ارزشی مدیر در نهج البلاغه

عدالت و انصاف

امام علی(ع) در نامه ۵۳ به مالک اشتر: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق؛ میانه ترین، در عدل؛ فراگیرترین و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثر می کند.» و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هرکس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش و هرکسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است.»

حضرت در نامه به فرمانروای حلوان، اسود ابن قطب می نویسند: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.»

(احمد خانی، ۱۳۷۹،ص ۱۰۹ -۱۰۱).

تواضع و فروتنی

علی(ع) به یکی از والیان خود نوشته اند: «در برابر رعیت فروتن باش.»

(دلشاد تهرانی،۱۳۷۷،ص ۱۳۴ ).

اعتماد به نفس

امام علی(ع) گرچه در نهج‌البلاغه و ديگر كلمات ارزشمند خود، خودپسندی و غرور را مورد نكوهش قرار می دهد و می فرمايند: پرهيز از غرورزدگی و خودپسندی يكی از ملاكهای ارزشی در روابط اجتماعی است اما افتخاركردن به خويشاوندان خوب و ارزش‌های اخلاقی خويش را كه در جهت مثبت به كار گرفته شود؛ مورد تأييد قرار داده‌اند. حضرت در نامه 28 در پاسخ به ادعاهای دشمن به برخی از افتخارات خويش اشاره می كنند و آن ها را با افتخار يادآوری می نمايند(خسروی، 1378، ص 133-136).

سخاوت

حضرت علی(ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیارهای انتخاب مدیران دانسته است که سخاوت در مال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و… را هم دربرمی گیرد.»

(نهج البلاغه: نامه ۵۳).

گشاده رویی

امام علی(ع) در نامه ۲۶ به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرمایند: «پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نگردند.»

تسلط برخشم

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشکریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و زود از جای خود به در نرود.»

میانه روی در درشتی و نرمی

در نامه ۱۹ به یکی از مدیران فرموند: «همانا دهقانان مركز فرمانداريت، از خشونت و قساوت و تحقير كردن مردم و سنگدلی تو شكايت كردند، من درباره ی آن ها انديشيدم، نه آنان را شايسته نزديك شدن يافتم زيراكه مشركند و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری هستند زيراكه ما با همپيمانیم، پس در رفتار با آنان نرمی و درشتی را به هم آميز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و ميانه روی را در نزديك كردن يا دور نمودن رعايت كن».

وفای به عهد

حضرت علی(ع) در خطبه 41 نهج‌البلاغه فرموده‌اند: «ای مردم، وفا همراه راستی است كه سپری محكم تر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم، آن كس كه از بازگشت خود به قيامت آگاه باشد، خيانت و نيرنگ ندارد».

جاذبه و دافعه

حضرت علی(ع) می فرمايند: «عاجزترين فرد كسی است كه در يافتن دوست، ناتوان باشد و از او ناتوانتر كسی است كه دوستان به دست آورده را از دست بدهد.»

اميرالمؤمنين(ع) در نامه به مالك اشتر می نويسند: «بايد دورترين و مبغوضترين آن ها نزد تو كسانی باشند كه زشتی های مردم را جستجو می كنند.»

صبر و بردباری

در خطبه ی ۱۹۰ خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید و دربرابر بلایا و مشکلات استقامت کنید.» همچنین در حکمت ۱۵۳ چنین فرموده اند: «انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود.»

خوش بینی نسبت به دیگران

حضرت علی(ع) در نامه ۵۳ به مالک اشتر می فرمایند: «هیچ عاملی بهتر و قوی تر از نیکی به رعیت و سبک ساختن هزینه های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست. پس باید در این باب کاری کنی که خوش بینی به رعیت را به دست آوری زیرا خوش بینی رنج بسیار را از تو دور می کند. چنانچه انسان خوشبین به دیگران باشد، همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتی است به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد، مرتب افکار او در اطراف نکات منفی و غیرصحیح دور می زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی و ناراحتی اعصاب خواهد بود.»

رفق و مدارا

امام علی(ع) در نامه ۴۶ به یکی از کارگزاران می فرمایند: «در آنجاکه مداراکردن بهتر است مدارا کن اما آنجاکه جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان روبرو شو و نرم خویی با آنان را نصب العین خود قرار بده.»

ايشان به همان كارگزار اين‌گونه سفارش می كنند:

«شدت و سخت‌گيری را با كمی نرمش و مدارا درهم آميز»(خدمتی، 1381، ص 34-35).

صداقت

امام علی(ع) در نامه به مالك اشتر به او می فرمايند كه با اهل صدق بپيوندد و مسئوليت‌های كليدی را به آنان بدهد(قوچانی، 1374، ص 134).

طرد سخن چین

علی(ع) در این مورد می فرمایند: «در قبول سخن بدگویان شتاب مکن که سخن چین فریبنده است گرچه در جامه ی خیرخواهان در آید.»

طرد چاپلوس

حضرت در نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر می فرمایند: «بپرهیزید از خودپسندی و از شگفتی در خویش و درباره ی صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست و بپرهیز از اینکه دلبسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند، همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را برباد دهد و باید کسانی نزد تو برگزیده تر باشند که پیش از همه؛ در روی تو سخن تلخ بر زبان آورند و تو را در آنچه خدای بر دوستان خود نپسندد کم تر یاری کنند. به اهل پرهیز و راستی بپیوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل تو را در کاری بزرگ که به تو نسبت می دهند و تو آن کار را نکرده باشی، دلشاد نسازند. چه زیاده روی در ستایش، در دل خودبینی پرورد و آدمی را به تکبر وادارد.»

مشورت کردن

مشورت در اداره ی امور و پرهيز از خودرأیی از مؤكّدترين كارها در راه و رسم مديريتی اميرمؤمنان است. آن حضرت همچون رسول خدا(ص) با وجود برخورداری از مقام عصمت و طهارت و با آنكه از نظر علم و دانش، عقل، خردمندی، تدبير و سياستمداری در مرتبه‌ای قرار داشتند كه او را از آراء و نظرات ديگران بی نياز می ساخت اما پيوسته مشورت می كردند و به كارگزاران خود می آموختند كه چنين كنند. اميرالمومنين علی(ع) در نامه 40 نهج‌البلاغه كه به سران سپاه خود نوشته اند، فرموده اند: «آگاه باشيد حق شما بر من اين است كه جز اسرار جنگی، هيچ سرّی را از شما پنهان نسازم و در اموری كه پيش می آيد، جز حكم الهی؛ بدون مشورت شما كاری انجام ندهم».

اميرمؤمنان(ع) هيچ حامی و پشتيبانی را در اداره ی امور چون مشورت نمی دانست و در اين باره فرموده اند:

«هيچ پشتيبان استوارتر از مشورت كردن نيست» (نهج‌البلاغه: نامه 53)

«هيچ خردمندی از مشورت بی نياز نمی شود» (نهج‌البلاغه: نامه 53)

«سزاوار است كه خردمند رأی خردمندان را به رأی خود و دانش و آگاهی دانشمندان را به دانش خويش بيافزايد» (نهج‌البلاغه: حكمت 347)

برای مشورت در هر امر بايد از مشاورانی مناسب و صاحب اهليت بهره گرفت و از هركس نمی توان رأی خواست. به طور كلی مدير بايد با كسانی مشورت كند كه متصّف به خدا ترسی، پرواپيشگی، رازداری و شجاعت باشند و از خردی نيكو و تجربه‌ای پربار برخوردار باشند و با اشخاص ترسو، حريص، دروغگو، جاهل، احمق و كسانی که زمام احساسات خويش را در دست ندارند، نبايد مشورت كرد. اميرالمؤمنين(ع) در عهدنامه ی مالك اشتر به او چنين نوشته است: «بخيل را در مشورت خود دخالت مده زيرا كه تو را از احسان منصرف می كند و از نيازمندی می ترساند و نيز با اشخاص ترسو مشورت مكن زيرا در كارها روحيهات را تضعيف می كنند، همچنين حريص را به مشاورت نگير كه با ستمگری؛ حرص را در نظرت زينت می دهد. پس همانا بخل و ترس و حرص، غرايز و تمايلات مختلفی اند كه از بدگمانی به خدا سرچشمه می گيرند». در سفارش ‌های اميرمؤمنان علی(ع) بهترين مشاوران اشخاص امين، مجّرب، خردمند و دورانديش معرفی شده‌اند(دلشاد تهرانی، 1377، ص 247-251).

ارتباط مستقيم با كاركنان

هرگاه مدير بخشی از وقت خود را به ملاقات و ارتباط مستقيم با كاركنان اختصاص دهد متضمن دو فايده بزرگ است:

الف) مدير از اين طريق می تواند از نيازها و مشكلات و گرفتاری های كاركنان خود آگاه شود و برای حل آن ها درحد توان اقدام كند و بدين وسيله انگيزه و روحیه كاركنان را برای تلاش و كوشش بيشتر تقويت كند.

ب) علاوه بر آشنايی با مشكلات كاركنان، مدير می تواند بدين وسيله از مشكلات سازمان نيز آگاهی يافته و با اقدام برای حل و فصل آن ها، موفقيت و پيشرفت سازمان را تضمين نمايد.

امام علی(ع) به مالك اشتر دستور می دهند كه با مردم ارتباط مستقيم داشته باشد و از نزديك به حرفها و نقطه نظرات آن ها گوش سپارد و از فاصله گرفتن از آن ها بپرهيزد: «مبادا به مدت طولانی خود را از مردم دور نگه داری»(خدمتی، 1381، ص 38-39).

عنایت به کارکنان

امام علی(ع) در نامه ۵۳ به مالک اشتر فرموده اند: «آنگاه به حد وافی نیازمندی های آنان را تامین کن که این خود امکان می دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می باشد بی نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند.»

احتیاط و دقت در قضاوت

حضرت علی(ع) در نامه 53 خطاب به مالك اشتر چنين فرموده اند: «سپس كسی را برای قضاوت بين مردم برگزين كه از همه در شبهات با احتياطتر عمل نمايد». همچنين در همان نامه فرموده‌اند: «و از آنچه كه در نظرت روشن نيست، كناره گير».

امانت داری

اميرالمؤمنين(ع) در نامه‌ای كه به برخی كارگزاران خود نوشته اند، چنين فرموده‌اند: «كسی كه امانت را خوار شمارد و دست به خيانت آلايد و خويشتن و دينش را از آن منزه نسازد، درهای خواری و رسوايی را در دنيا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود و بزرگترين خيانت، خيانت به امت است و رسواترين تقلب، تقلب نسبت به پيشوايان مسلمان است»(دلشاد تهرانی، 1377، ص 279).

پرهیز از غرور و تکبر

اميرالمؤمنين(ع) در دو فراز از فرمان تاريخی خود به مالك اشتر؛ او را از غرور می هراساند و به وی هشدار می دهد و روش پرهيز از غرور را به او تعليم می فرمايند: «چنانچه بر اثر پست و مقام كه به تو داده شده است در تو تكبر بوجود آيد و در خود احساس خودبينی نمايی، فوراً بياد بياور عظمت ملك خداوندی را كه فوق توست و به قدرت و سلطه ی خداوند و ضعف خود توجه داشته باش، اين توجه و نگرش است كه سركشی و تمرد را از تو می گيرد و تندی تو را فرو می نشاند و آن عقل را كه از مغزت بيرون رفته بود به تو باز می گرداند. پرهيز كن از برابری با عظمت خداوند متعال و از همانندبينی خود با او در جبروت ربوبی زيرا خداوند متعال هر جباری را ذليل و هر متكبری را پست و خوار می سازد».

گذشت و پوزش پذیری

حضرت علی(ع) در عهدنامه ی مالك اشتر به او توصيه نموده‌اند كه افرادی را برای كارهای كليدی و مهم انتخاب كن كه هنگام معذرت خواهی از وی با سينه باز و بزرگواری عذر طرف را بپذيرد. همچنين در جایی ديگر از همين عهدنامه فرموده‌اند كه با افراد باگذشت بپيوند و آن ها را به عنوان كارگزار انتخاب نما»(قوچانی، 1374، ص 137-138).

عیب پوشی و پرهیز از عیب جویی

امام علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «و باید دورترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آن ها در نزد تو کسی باشد که پیش از دیگران عیب جوی مردم است زیرا در مردم عیب هایی است و والی از هرکس دیگر به پوشیدن آن ها سزاوارتر است. از عیب های مردم آنچه از نظرت پنهان است مخواه که آشکار شود زیرا آنچه بر عهده ی توست؛ پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که برآنچه از نظرت پوشیده است، داوری می کند. تا توانی عیب های دیگران را بپوشان تا خداوند عیب های تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند و از مردم گره هر کینه ای را بگشا و از دل بیرون کن و رشته ی هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته اند؛ به تغافل زن و گفته سخن چین را تصدیق نکن.»

منبع: تبيين ويژگی های مديران از ديدگاه حضرت علی عليه السلام در نهج‌البلاغه- آرش آقاجانی

http://www.m-o-d-i-r.blogfa.com

خصوصیات و معیارهای مکتبی مدیر در نهج البلاغه

خصوصیات و معیارهای مکتبی مدیر در نهج البلاغه

تقوا

حضرت علی(ع) در نامه 12 نهج‌البلاغه فرموده‌اند: «از خدايی بترس كه ناچار او را ملاقات خواهی كرد و سرانجامی جز حاضر شدن در پيشگاه او نداری»(احمدخانی، 1379، ص 150).

تقوا يعنی حفظ و نگهداری نفس از آنچه به آن ضرر می رساند و «اتقواﷲ» معنای كاملش اين نيست كه از خدا بترسيد بلكه به اين معناست كه از خشم و عذاب خداوند، خود را حفظ كنيد و متقی به معنای «خود نگه دار و پرهيزگار» است. هر فردی برای پذيرفتن مسئوليت به دو گونه تقوی نياز دارد و شرط پذيرش مسئوليت، داشتن اين دو نوع تقواست:

الف) تقوای شخصی(تقوا در امور شخصی)

ب) تقوای سياسی(تقوا در امور اجتماعی و سياسی)

الف) تقوای شخصی: آدمی خواسته‌ها و تمايلات خودخواهانه زيادی دارد كه بدون هيچ قيدی، اشباع شدن آن ها را می خواهد و از طرف ديگر تحقق بی قيد و شرط اين تمايلات خودخواهانه با كمال ذات وی و كمال جامعه در تضاد است. مهار كردن اين خواسته‌ها و تمايلات خودخواهانه با دو نيروی حق و عدالت و برطرف نمودن موانع كمال انسان، «تقوا» است. به عبارت ديگر و مختصرتر «تقوا» صيانت ذات تكاملی انسان است. تقوای شخصی كه همان حفظ و صيانت ذات تكاملی زمامدار و ديگر مقامات سياسی است، وی را از افتادن به دام خواهش های نفسانی و تمايلات خودخواهانه نگه می دارد. مدير يا مسئولی كه نفس خود را با تقوا حفظ نكند، مقام و مسئوليتش برای او نوعی آفت به حساب می آيد زيرا نفس آنگاه كه به وسيله تقوا مهار نشود قطعاً در خدمت هوای و هوس قرار می گيرد و چنين انسانی اگر به مقامی برسد، آتش هوای نفس در او شعله‌ور می شود و با سركشی و طغيان بر گناهان و خطاهای او می افزايد.

ب) تقوای سياسی: تقوای سياسی عبارتست از آمادگی كامل سياستمداران برای بدست آوردن و به كار بستن كامل معلومات و تجارب و بهره برداری از استعدادهای موجود برای رساندن جامعه به كمال مطلوب با رعايت تقوای الهی در همه ی مراحل فكری و اجرايی. چنين تقوايی موجب می شود كه فرد همه ی استعدادها و تجارب و تمام هم و تلاش خويش را برای اصلاح امور در جامعه به كار گيرد و از هر فكر، تصميم و كاری كه بر ضرر جامعه ی اسلامی تمام بشود، پرهيز نمايد(خسروی، 1378، ص 33-34).

اميد به پاداش الهی داشتن و بيمناك از عذاب او بودن

حضرت علی(ع) در نامه به سپهسالار حلوان به او می فرمايد: «جان بر سر كاری بگذار كه خدای بر تو واجب فرموده است، به پاداش آن اميدوار و از كيفر آن بيمناك باش».

مسلماً مديری كه به پاداش الهی اميدوار باشد، در انجام اعمال نيك و خداپسندانه تلاش می كند و در صورتی كه از عذاب الهی بيمناك باشد، به انجام كارهای خلاف و نادرست كه موجب نارضايتی خدای سبحان می باشد، اقدام نمی كند.

اطاعت از اوامر خدا و ياری كردن او

امير المؤمنين(ع) در نامه به مالك اشتر فرموده‌اند: «او را به پرهيزگاری در پيشگاه خدا و ترجيح دادن اطاعت او و پيروی از فريضه‌ها و سنتهایی كه در قرآن به آن امر فرموده است فرمان می دهد كه هيچ كس نيكبخت نگردد مگر به پيروی آن و شور بخت نشود جز به انكار و تباه ساختن آن و به او فرمان می دهد كه خدای را با قلب و دست و زبان خود ياری كند زيرا هركس خداوند جل إسمه را ياری دهد، خدای ياوری او را تعهد كرد و هركه او را عزيز دانست خدای ارجمندی او را كفالت فرمود».

توانايی در كنترل نفس

برای كسانی كه می خواهند بر سازمان با همه پيچيدگی هايش مديريت كنند و وظايف و نقشهای متعدد و مختلف خود را ايفاء نمايند، بايد ابتدا مديريت و نظارت بر نفس خود را آموخته و بدان خوی گرفته باشند و توانسته باشند وظايفی چون برنامه‌ريزی، سازماندهی، نظارت، ارزشيابی و هماهنگی امور زندگی و استفاده ی مطلوب از امكانات را در رشد خود به كار گيرند و زندگی موفقی را ارائه دهند. انسانی كه خود را در حضور خدا می بيند، وظيفه‌ای دارد به نام مراقبت و تكليفی دارد به نام محاسبه، چنين انسانی هم رقيب خود است و هم حسيب خويش، هم مواظب كارهای خود است هم حسابرس كارهای خويش و يك لحظه خود را فراموش نمی كند. حضرت علی(ع) در نامه به مالك اشتر می فرمايند: «به او فرمان می دهد تا نفس خود را از پيروی آرزوها باز دارد و به هنگام سركشی رامش نمايد كه همانا نفس همواره به بدی وا می دارد جز آنكه خدا رحمت كند». اميرالمؤمنين در نامه 56 خطاب به شرح قاضی می نويسند: «در هر صبح و شام از خدا بترس و از فريبكاری دنيا بر نفس خويش بيمناك باش و هيچگاه از دنيا ايمن مباش، بدان اگر برای چيزهايی كه دوست می داری، يا آنچه را كه خوشايند تو نيست، خود را باز نداری، هوسها تو را به زيانهای فراوانی خواهند كشيد، پس نفس خود را بازدار و از آن نگهبانی كن و به هنگام خشم بر نفس خويش شكننده و حاكم باش». آن حضرت در نامه‌ای كه به محمد بن ابی بكر هنگام حكومت مصر نوشته است به او اين چنين دستور می دهد: «پس موظف هستی كه با نفس خود مخالفت نمايی و از دين خويش حمايت كنی»(احمدخانی، 1379، ص 158-164).

توكل بر خدا

توكل حقيقی عبارتست از پذيرش اين مسئله الهی كه زمام و عنان همه امور به دست خداوند است و همه ی موجودات از قدرت او استمداد می نمايند. توكل در مقام مسئوليت به اين معناست كه در عزم و اراده و تصميمگيری، هيچ كس جز اراده ی خدا مداخله نكند. علاوه بر عوامل خارجی حتی احساسات، عواطف و سليقه‌های شخصی او نبايد تصميمگيری او را تحتالشعاع خود قرار دهند. انسان متوكل چون از امداد غيبی مدد می جويد با صلابت و قدرت می باشد و از همه تنگناها به راحتی عبور می كند. اينجاست كه پيامبر اكرم(ص) می فرمايد: «هركس می خواهد كه نيرومندترين مردم باشد بايد بر خدا توكل كند و هركس دوست دارد از همه ی مردم توانگرتر باشد بايد اعتمادش به آنچه در دست قدرت خداست بيشتر از آنچه در دست خود اوست باشد». حضرت در نامه‌ای به يكی از عمال خود ياری خواستن از خدا را توصيه می فرمايد: «پس آهنگ هر كاری كه می كنی از خدا ياری بخواه»

(احمدخانی، 1379، ص 98-100).

قيام به وظيفه

هر مديری در برخورد با مسائل و مشكلات گوناگون بايد وظيفه ی خود را درنظر بگيرد و طوری به آن عمل نمايد كه رضای خداوند را در پی داشته باشد. حضرت علی(ع) در فرازی از نامه به مالك اشتر می نويسند:

«و نزد خدا برای هريك از اين طبقات(افراد جامعه) جايگاهی است كه دربرگيرنده مسائل رفاهی و امكانات آنان است و برای هريك از آنان تا حد تأمين و اصلاح وضع زندگی برعهده ی زمامدار حقی است. زمامدار از عهده ی آنچه كه خداوند بر دوش او قرار داده است برنمی آيد مگر با سعی و كوشش و استمداد از خدای بزرگ و آماده سازی نفس خود بر التزام به حق و شكيبايی دربرابر دشواری ها و آنچه كه پيش آيد»(احمدخانی، 1379، ص 114-118).

حق گرايی

از مهم ترين هدفهايی كه دولت اسلامی دنبال می كند و برنامه‌های خود را بر آن بنا می نمايد، برپا داشتن حق است كه اميرالمؤمنين(ع) در سخنی با ابن عباس، حكومت را وسيله ی اقامه ی حق و دفع باطل معرفی كرده است. بنابراين برپاداشتن حق، محوری است اساسی در اداره ی امور و زمامداری به گونه‌ای كه هر مديريتی بايد بدان باز گردد و بر آن استوار شود و آن اصلی علمی و حاكم بر برنامه‌ها و اقدامات باشد. هيچ حكومتی بدون مشاركت و حمايت مردمی، توان تحقق برنامه‌های اصلاحی خود را نمی يابد و بی گمان وقتی مديری عمل به حق را اساس برنامه‌ها و اعمال خود قرار دهد از توفيقهای الهی و پشتيبانی مردمی بهرهمند می شود. حضرت علی(ع) در اين مورد فرموده اند: «با ملازمت حق، پشتوانه ی قوی حاصل می شود»، «هر كه به حق عمل كند مردمان به او تمايل يابند»

(نهج‌البلاغه:‌ نامه 62).

به بيان اميرالمؤمنين(ع): «هركه در راه برپايی حق مجاهده كند، توفيق يابد».

اميرالمؤمنين علی(ع) در اين باره در نامه 53 به مالك اشتر فرمودند: «بايد محبوب ترين و پسنديده ترين كارها نزد تو ميانه ترينشان در حق باشد»(دلشاد تهرانی، 1377، ص 208-210).

مسئوليت در قبال جامعه

يكی از ويژگی های مديران و زمامداران شايسته، توجه به كل جامعه و جهتگيری برای خدمت به جامعه می باشد. اين ويژگی كه همان داشتن مسئوليت اجتماعی است در كلام اميرالمؤمنين به صورت زير بيان گرديده است: « شما در پيشگاه خداوند، مسئول بندگان خدا و شهرها و خانه‌ها و حيوانات هستيد. خدا را اطاعت كنيد و از فرمان خدا سر باز مداريد»(نهج‌البلاغه: خطبه 167).

مهربانی با ضعيفان و قاطعيت با قدرتمندان

شايسته است مدير نسبت به ضعيفان(ضعف چه از نظر مالی و يا امور اجتماعی و يا مسائل ديگر) مهربان و دلسوز بوده و بر آن باشد كه گرفتاری هايشان را مرتفع سازد و با قدرتمندان(چه از نظر اعتبار و شخصيت و يا قدرت مالی يا قدرت سياسی و يا مسائل ديگر» قاطعانه برخورد كند و با استقامت و بدون انعطاف و تحت ضابطه‌ای خواسته‌های آنان را درنظر بگيرد زيرا كه ضعيف هميشه محروم و دل شكسته است و نياز دارد كه دست عطوفت به كمكش برسد و ندای حق از او حمايت كند و قدرت انسان دوستی وی را از مرگ تدريجی نجات دهد. حضرت علی(ع) در نامه 53 به مالك اشتر فرموده‌اند: «پس برای كارهای مهم و كليدی از سپاهان و لشگريان خود كسی را انتخاب نما كه نسبت به ضعيفان مهربان و با محبت باشد و درمقابل زورمندان سخت گيری و استقامت داشته باشد»(قوچانی، 1374، ص 138).

خيرخواهی

اميرالمؤمنين(ع) در نامه به مالك اشتر در اين مورد چنين فرموده اند:

«برای فرماندهی سپاه، كسی را برگزين كه خيرخواهی او برای خدا و پيامبر(ص) و امام بيشتر باشد»(نهج‌البلاغه: نامه 53).

داشتن آرمان

آرمان با هدف تفاوت دارد. هدف شروع و پايانی دارد ولی آرمان امری پويا است و جامع تر از هدف است. امام علی(ع) درخصوص آرمان خواهی در نامه 66 به ابن عباس يكی از كارگزاران سياسی خود می نويسند: «بهترين چيز در نزد تو در دنيا، رسيدن به لذتّها يا انتقام گرفتن نباشد بلكه بايد خاموش كردن باطل يا زنده كردن حق باشد، تنها به توشه‌ای كه از پيش فرستاده‌ای خوشنود باش و بر آن چه بيهوده می گذاری حسرتخور و همت و تلاش خود را برای پس از مرگ قرار ده»

(خسروی، 1378، ص 132-133).

اهميت دادن به نماز

امام علی(ع) در نامه 27 خطاب به محمد بن ابی بكر وقتی كه اداره مصر را به او سپرد، فرموده اند: «نماز را به هنگامی كه برای آن مقرر شده است به جای آور؛ نه وقت آن را به علت فراغ از كار پيش انداز نه به سبب اشتغال به كار به تأخير افكن و آگاه باش هر كار تو وابسته به نماز تُوست».

عبرت از گذشتگان

پندگيری و عبرت از كارِ گذشتگان، يكی از عوامل آموزنده در اداره امور می باشد و با استفاده از مرور رفتارها و عواقب پيشينيان می توان امروز موفقتر عمل نمود. حضرت علی(ع) در نامه به مالك اشتر می فرمايند: «سپس ای مالك بدان كه تو را به دياری فرستادهام كه پيش از تو داد و بيداد فراوان بر آن رفته است و مردم در كار تو همانگونه نظر خواهند كرد كه تو در كار واليان پيش از خويش نظر می كنی و از تو همان خواهند گفت كه تو درباره آنان می گويی. همانا كه نيكوكاران را از سخنانی می توان شناخت كه خدای درباره آنان بر زبان بندگان خود روان می سازد. پس كردار شايسته، نيكوترين اندوخته تو باد. بر هوسناكی ها چيره باش و دريغ دار كه نفس خويش به چيزی كه نه حلال است بيالايی»(نهج‌البلاغه: نامه 53).

همچنين آن حضرت در وصيت خود به امام حسن(ع) به عبرت گرفتن از كار گذشتگان امر می فرمايند: «و بر دل خود داستان گذشتگان بخوان و سرگذشت پيشينيانش يادآور و بر ديار و آثارشان بگذر. پس بنگر كه چه كردند و از كجا بر شدند و به كجا فرود آمدند و در كجا جای گزيدند. آنگاه بينی كه از دوستان جدا ماندند و به‌ ديار تنهايی فرود آمدند؛ آنگونه كه تو نيز پس از اندك زمان يكی از آنان خواهی بود» (نهج‌البلاغه: نامه 31).

ياور ظالمان نبودن

حضرت علی(ع) در نامه 53 خطاب به مالك اشتر فرموده‌اند: «بدترين وزيران تو وزيری است كه پيش از تو وزير اشرار و بدكاران و شريك آن ها در گناهان بوده است. پس نبايد از خواص و نزديكان تو باشد زيرا آنان يار گناهكاران و برادر ستمگران هستند. در حاليكه تو به جای آن ها كسانی كه دارای انديشه‌ها و كاربری های نيكو مانند آن ها هستند می توانی بهترين وزير را بيابی كه چنان گناهان و كارهای زشت آنان را مرتكب نشده باشد و ستمگر را بر ستم و گناهكار را بر گناهش همراهی و ياری نكرده باشد».

امتياز ندادن به خويشان و اطرافيان

اميرالمؤمنين(ع) در نامه 53 خطاب به مالك اشتر فرموده‌اند: «همانا زمامدار را نزديكان و خويشاوندانی است كه به مال دگران چشم دارند و به آن دراز دستی می كنند و در معامله كم انصاف اند پس وسايل تجاوزشان را از ميان بردار تا رشته فسادشان بريده شود و دراز دستيشان كوتاه گردد. به هيچ يك از اطرافيان و خواص و نزديكان خود، زمينی به رسم تيول وا مگذار و نبايد كه كسی از تو پاره زمينی طمع كند تا به همسايگان در سهم آب يا در عملی كه بين او با همسايگان مشترك است، آنان را به بيگاری گيرد و به آنان زيان رساند و بار خويش بر دوش ديگران گذارد؛ پس با اين كارها، سود گوارا برای آنان باشد و سرزنش و گناه آن كار در اين جهان و آن جهان گريبانگير تو گردد».

صرفه جويی در اموال عمومی

امام علی(ع) به كارگزاران خويش مؤكّدا سفارش می كردند در مصرف بيتالمال نهايت دقت و صرفهجويی را مراعات كرده و از اسراف و ريخت و پاش به شدت بپرهيزند. در اينجا به يك نمونه از دستور آن حضرت در مورد صرفهجويی در كاغذ هنگام نگارش نامه اشاره می كنيم: «قلمهايتان را تيز كنيد و سطرهايتان را نزديك هم بنويسيد، از زياده نويسی بپرهيزيد، منظورتان را كوتاه تر بيان كنيد، مبادا زياده نويسی و پرحرفی نماييد زيرا اموال مسلمانان زيانی را بر نمی تابد». صرفهجويی خود آن حضرت در بيتالمال مسلمانان به حدی است كه حاضر نشد برای پاسخگويی به كسانی كه شب هنگام برای كار خصوصی به او مراجعه كرده بودند از نور چراغ بيتالمال استفاده كند و چراغ بيتالمال را خاموش فرمودند و از چراغ شخصی خود استفاده نمودند.»(خدمتی، 1381، ص 29).

عدم همكاری در اعمال خلاف

از آنجايی كه هر انسانی گرفتار هوای نفس است و پيروی از نفس باعث دوری از خدا و سلب نورانيت انسان می شود، شايسته است تا مديران و معاونين در صورتی كه مافوقشان براساس هوای نفس خود اقدام به عملی غيرمشروع و غيرقانونی نمايد ايشان را از آن كار باز دارند و يا حداقل همكاری نكنند و بدين ترتيب موجبات رضای الهی را فراهم نمايند. اميرالمؤمنين(ع) در نامه 53 به مالك اشتر فرموده‌اند: «سپس از ميان خواص خود آن فردی را به خود نزديک تر كن كه از نظر حقيقتگويی صراحت لهجه داشته باشد و از كمك دادن به تو در كارهايی كه خداوند آن ها را برای اوليائش دوست ندارد خودداری نمايد، خواه با هوای و هوس تو مطابق باشد يا نه»(قوچانی، 1374، ص 141).

پرهيز از سوء استفاده از مقام

مديران و مسئولان سازمان‌ها، به خاطر موقعيت خود به اموال و امكانات فراوانی دسترسی دارند و طبعاً منابع گوناگون مالی و اعتباری در اختيار آن ها می باشد. اين امكان می تواند زمينهساز فساد و امتيازطلبی و استفاده غيرمجاز از منابع عمومی گردد. بنابراين مديران بايد دقت كنند كه در زمان مسئوليت خود گرفتار اين فساد نشوند.

اميرالمؤمنين(ع) به كارگزاران خويش همواره اين نكته را يادآوری می نمودند و به شيوه‌های مختلف آنان را از «استيثار» و «امتيازخواهی» برحذر می داشت. آن حضرت در بخشی از عهدنامه ی خویش به مالك اشتر می فرمايند: «از امتيازخواهی و اختصاص دادن چيزی كه[بهره] همه ی مردم در آن يكسان است بپرهيز».

منبع: تبيين ويژگی های مديران از ديدگاه حضرت علی عليه السلام در نهج‌البلاغه- آرش آقاجانی